دراین بازار نامردی

در این بازاره نامردی به دنبال چه میگردی؟ نمیابی تو هرگز نشان از عشق و جوانمردی برو بگذر از این بازار.از این مستی و طنازی اگر چون کوه هم باشی،در این دنیا تو می بازی

متن و دلنوشته های زیبا و مطالب عاشقانه

در این بازاره نامردی به دنبال چه میگردی؟ نمیابی تو هرگز نشان از عشق و جوانمردی برو بگذر از این بازار.از این مستی و طنازی اگر چون کوه هم باشی،در این دنیا تو می بازی

حس میکنم دنیاخالیست!!! مگر تو چندنفربودی...؟؟؟ لعنتی دوست داشتنی...



اگه کسی رو دوست داشته باشی نمی تونی تو چشماش زل بزنی ...!!

نمی تونی دوریش رو تحمل بکنی ....!!
نمی تونی بهش بگی چقدر دوستش داری ...!!
نمی تونی بهش بگی چقدر بهش نیاز داری ...!!
برای همین عاشقا دیوونه میشن...!!


امـــــروز چند بار فــــــرو ریختمــ از دیدن کســــی کهـ تنهــــــا لباسشـ شبیهـ تــــــــو بود...


و ترازویی که سهم تو را از شعرهایم نشان می داد !
کاش بودی و می فهمیدی وقت دلتنگی، یک آه چقدر وزن دارد![]()



باید بگی : خب دیگه... واسه همیشه خدافظ ...!
یه عالمه حرف بیخ گلوت چسبیده!
یه عالمه اشک توی چشماته!
یه عالمه حسرت توی دلت تلنبار شده...



بآورتـــ بِشَود یآ نـﮧ
روزﮮ مـﮯ رسُد کـﮧ دِلَتــ برآﮮ هیچ کَس؛
بـﮧ اَندآزه ﮮ مَـטּ تَنگــ نَـפֿوآهَد شُد
برآی نِگآه کَردَنمـــ
כֿـَندیدنمـــ
اَذیتـــ کردَنمــــ
برآی تَمآم لَحظآتـﮯ کـﮧ دَر کـ ـنارَم دآشتی
روزﮮ خوآهد رسید کـﮧ در حَسرَت تِکرآر دوبآره مَـטּ خوآهـﮯ بود
می دآنم روزﮮ کـﮧ نبآشَم "هیچکَس تکرآر مـטּ نخوآهد شُد"



کسی دیگر نمی کوبد در این خانه متروک ویران را
کسی دیگر نمی پرسد چرا تنهای تنهایم
ومن چون شمع می سوزم
ودیگرهیچ چیز از من نمی ماند
و من گریان و نالانم
و من تهای تنهایم
تو را برای وفای تو دوست دارم
وگر نه دلبران پیمان شکن فراوانند


....چرا میگن سیزده نحسه؟
تو میدونی؟
عده ای میگن :
(سنت غلط) ،(رسم قدیمی)
بعضی ها حتی پلاک خونه هاشون را این طور
مـــــــــی نـــــــویســــــــــند
۱+۱۲
سیزدهم فروردین به قولی سیزده بدر؛
روز طبیعت
روزی که باید رفت در دل طبیعت سبز تازه شکوفه
زده تا از بلاهای شهری و خانگی بدور بود.روزی
که زندگی رنگ وبویی تازه به خودش میگیره و
طبیعت همیشه زنده هم لباس سبز به تن میکنه.
حالا ما میگیم نحسه میریم از خونه بیرون،
خوب شاید برا خونه موندن نحس باشه،
ولی ...میریم در دل سبزه زار،
به باغ ها و کوه ها پناه میبریم،ولی...ولی چی؟
خوب برمیگردیم. امروز را بنویسیم. اما رنگ که چیزی را عوض نمیکنه
توی همون خانه و کاشانه
اصلا یادمون رفته که برا چی رفتیم بیرون
حالا برگشتیم و سعی میکنیم با خودکارقرمز خاطره
پاک کنی هم نیست که پاکش کنه
ولی میشه
روزی دیگه را از نو آغاز کرد.
مثل تولد دوباره طبیعت
تولدی دوباره
