♥♥♥سرنوشت♥♥♥

متن و دلنوشته های زیبا و مطالب عاشقانه

قربانی

LX:Yahoo Status by RoozGozar.com

قربانی


هوا سرد بود،سوزناك و بيرحم.اما صورت محسن خیس عرق.عرق ترس،عرق شرم.در ماشین رو باز کرد و پیاده شد.پیر مرد افتاده بود روی آسفالت کف جاده.محسن هنوز باورش نشده بود که با صدوده کیلومتر سرعت زده به یه پیر مرد... .خیلی دستپاچه بود.قطره های باران هم خیسی صورت ناشی از عرقش رو،دو چندان کرده بود.سراسیمه پیرمرد نیمه جان رو گذاشت تو ماشین و با نهایت اضطراب راه افتاد.
- خدایا چرا اینطور شد؟چرا اینجوری شد؟چرا الان؟چرا تو این موقعیت؟حالا که میخوام برم... .
توی راه بیمارستان،دو سه بار نزدیک بود تصادف کنه.رسید بیمارستان.پیرمرد نیمه جون رو برد بخش اورژانس . پیر مرد رو بردن سی سی یو.محسن با اون وضعیت روحیش،تونست از موقعیتی که پیش اومد،استفاده کنه و از دست انتظامات بیمارستان فرار کنه.
...

ادامه داستان

 

.

 

 

نظر یادت نره

 

 

 



ادامه مطلب

[
] [ ] [ پسر اريايي22 ] [ ارسال نظر(0) ]

قلبم مال تو

LX:Yahoo Status by RoozGozar.com

قلبم مال تو

پسر به دختر گفت اگه يه روزي به قلب احتياج داشته باشي اولين نفري هستم كه ميام تا قلبمو با تمام وجودم تقديمت كنم.دختر لبخندي زد و گفت ممنونم
تا اينكه يك روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نياز فوري به قلب داشت..از پسر خبري نبود..دختر با خودش ميگفت :ميدوني كه من هيچوقت نميذاشتم تو قلبتو به من بدي و به خاطر من خودتو فدا كني..ولي اين بود اون حرفات..حتي براي ديدنم هم نيومدي...شايد من ديگه هيچوقت زنده نباشم.. آرام گريست و ديگر چيزي نفهميد...

.....

ادامه داستان

 

 

نظر یادت نره

 



ادامه مطلب

[
] [ ] [ پسر اريايي22 ] [ ارسال نظر(0) ]

دو برادر مهربان

LX:Yahoo Status by RoozGozar.com

دو برادر مهربان

دو برادر با هم در مزرعه خانوادگی كار می كردند كه یكی از آنهاازدواج كرده بود و خانواده بزرگی داشت و دیگری مجرد بود .
شب كه می شد دو برادر همه چیز از جمله محصول و سود را با هم نصفمی كردند . یك روز برادر مجرد با خودش فكر كرد و گفت :‌
(( درست نیست كه ما همه چیز را نصف كنیم . من مجرد هستم و خرجی ندارم ولی او خانواده بزرگی را اداره می كند . ))
بنابراین شب كه شد یك كیسه پر از گندم را برداشت و مخفیانه به انبار برادر برد و روی محصول او ریخت .
در همین حال برادری كه ازدواج كرده بود با خودش فكر كرد و گفت :‌(( درست نیست كه ما همه چیز را نصف كنیم . من سر و سامان گرفته ام ولی او هنوز ازدواج نكرده و باید آینده اش تأمین شود . ))
بنابراین شب كه شد یك كیسه پر از گندم را برداشت و مخفیانه به انبار برادر برد و روی محصول او ریخت .
سال ها گذشت و هر دو برادر متحیر بودند كه چرا ذخیره گندمشان همیشه با یكدیگر مساوی است . تا آن كه در یك شب تاریك دو برادر در راه انبارها به یكدیگر برخوردند . آن ها مدتی به هم خیره شدند و سپس بی آن كه سخنی بر لب بیاورند كیسه هایشان را زمین گذاشتند و یكدیگر را در آغوش گرفتند .

نظر یادت نره


[
] [ ] [ پسر اريايي22 ] [ ارسال نظر(1) ]

ساعت ویژه

LX:Yahoo Status by RoozGozar.com

ساعت ویژه

مردی ديروقت ‚ خسته از كار به خانه برگشت. دم در پسر پنج ساله اش را ديد كه در انتظار او بود.

سلام بابا ! يك سئوال از شما بپرسم ؟

- بله حتماً.چه سئوالي؟

- بابا ! شما براي هرساعت كار چقدر پول مي گيريد؟

مرد با ناراحتي پاسخ داد: اين به تو ارتباطي ندارد. چرا چنين سئوالي ميكني؟

- فقط ميخواهم بدانم.

....

ادامه داستان

 

 

نظر یادت نره

 

 

 



ادامه مطلب

[
] [ ] [ پسر اريايي22 ] [ ارسال نظر(0) ]

پسر عاشق

LX:Yahoo Status by RoozGozar.com

پسر عاشق

دختر با نا امیدی و عصبانیت به پسر که روبرویش ایستاده بود نگاه می کرد کاملا از او نا امید شده بود از کسی که انقدر دوستش داشت و فکر می کرد که او هم دوستش دارد ولی دقیقا موقعی که دختر به او نیاز داشت دختر را تنها گذاشت از بعد از پیوند کلیه در تمام مدتی که در بیمارستان بستری بود همه به عیادتش امده بودن غیر از پسر چشمهایش همیشه به دری بود که همه از ان وارد می شدند غیر از کسی که او منتظرش بود حتی بعد از مرخص شدن از بیمارستان به خودش گفته بود که شاید پسر دلیل قانع کننده ای داشته باشد ...

.....

ادامه داستان

 

 

نظر یادت نره

 



ادامه مطلب

[
] [ ] [ پسر اريايي22 ] [ ارسال نظر(0) ]

همکلاسی

LX:Yahoo Status by RoozGozar.com

همکلاسی

وقتی سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو “داداشی” صدا می کرد .
به موهای مواج و زیبای اون خیره شده بودم و آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه . اما اون توجهی به این مساله نمیکرد .
آخر کلاس پیش من اومد و جزوه جلسه پیش رو خواست . من جزومو بهش دادم .بهم گفت :”متشکرم “و از من خداحافظی کرد

.....

ادامه داستان

 

 

نظر یادت نره

 

 

 



ادامه مطلب

[
] [ ] [ پسر اريايي22 ] [ ارسال نظر(0) ]

برخی دخترااز"اخم"چهره شیرین ودلچسبی میسازندکه وقتی"اخم"میکنن،بازبان بیزبانی فریادمیزندکه:"بیامنو...

LX:Yahoo Status by RoozGozar.com

دوستان اول خوب به این چهره های " اخمو " در عکس توجه کنید . ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,, بدون شک همه میدونید که یک نوع عکس العمل فیزیکی در بدن همه مردان و زنان که درچهره نمایان میشود " اخم " کردن است . ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,, معمولأ اخم کردن نشانه ی عصبانیت و خشم وغضب و بیزار بودن و اعتراض کردن و کلأ مخالفت شدید باعملی است که بازبان بی زبانی فریاد زده میشود. ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,, بنحوی که طرف مقابل با مشاهده تلخی" اخم "آدم حساب کار دستش میاد و فلنگ رو میبنده و در میره . ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,, اما بعضی از آدم هاهستن که بازیگران حرفه ای هستندکه از پدیده " اخم " چنان چهره ی شیرین و دلچسبی می سازند که وقتی " اخم "می کنند با هزار زبان بی زبانی فریاد می زند که : " بیا منو بخور ". ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,, طرف هم بامشاهده این "اخم" ناخودآگاه دوست داره که اونو مثل بستنی قیفی تا صبح لیس بزنه . بعنوان نمونه ، دخترایی که در عکس می بینید .‎ +++++++++++++++++++++++++++++ ‏

هر گونه قضاوت با شماست ‏


[
] [ ] [ پسر اريايي22 ] [ ارسال نظر(0) ]

یه چیزیو بهتون میگم ، هروقت بهتون نارو میزنن و میرن و تنهاتون میزارن و غمگینتون میکنن، بدونین که...

LX:Yahoo Status by RoozGozar.com

 

هیچی به اندازه ی نارو زدن توی عشق شکننده نیست . ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,, توی خونه یکی ازآشناهامهمون بودم که ، میزبان به من سپرد تا دو سه ساعت که میرن یه جشن عروسی و برمیگردن، مراقب یکی که بظاهر دیوونه بود باشم . منم قبول کردم . ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,, طرف ، اوایل حالش خوب بود ؛ نمیدونم چرا یهو زد به سرش . حالش اصلأ طبیعی نبود .همش بهم نگاه میکرد و میخندید… ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,, به خودم گفتم : عجب غلطی کردم قبول کردم ها…. اما دیگه برای این حرفا دیر شده بود. باید تا برگشتن اونا از عروسی پیشش میموندم. ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,, خوب یه جورائی اونا هم حق داشتن که اونو با خودشون نبرن؛ اگه وسط جشن یهو میزد به سرش و دیوونه میشد ممکن بود همه چیز رو به هم بریزه وکلی آبرو ریزی به بار بیاره . ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,, من اون شب برای اینکه آرومش کنم سعی کردم بیشتر بهش نزدیک بشم وباهاش صحبت کنم. بعضی وقتا خوب بود ولی گاهی دوباره به هم میریخت. ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,, یه بار بی مقدمه گفت : توهم از اون قرص ها داری؟ قبل از اینکه چیزی بگم گفت : آخه وقتی از اونا میخورم حالم خیلی خوب میشه . انگار دارم رو ابرها راه میرم….روی ابرها دیگه کسی بهم نمیگه دیوونه…! ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,, بعد با بغض پرسید : تو هم فکر میکنی من دیوونه ام؟؟؟ … اما اون که از من دیوونه تره !!!. ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,, بعد بلند خندید وگفت : آخه به من میگفت دوستت دارم . اما با یکی دیگه عروسی کرد . بعد آروم ادامه داد و گفت:امشبم که عروسیشه!!! ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,, یه چیزیو یادم رفت که بهتون بگم ، هروقت بهتون نارو میزنن و میرن دنبال عشق دیگه ای و تنهاتون میزارن ، و غمگین میشین ، بدونین که شما هم خدایی دارین .‎ +++++++++++++++++++++++++++++ ‏

هر گونه قضاوت با شماست ‏


[
] [ ] [ پسر اريايي22 ] [ ارسال نظر(0) ]

بعضی ازدختران،بیشترباجه های شهر رو اختصاصی کردن.حالا اگه روزها میتونن بیان بیرون،شب هاچیکار میکنن؟..

LX:Yahoo Status by RoozGozar.com

 

بدون شک شماهم بوده که ضرورت داشته تا از باجه تلفن عمومی به جایی زنگ بزنین، و وقتی برای هر باجه ای رفتین ، دیدید که حداقل یک یا دو سه دختر سرگرم لاف زدن با شخص یا اشخاص آنطرف خط هستن و هرچی شما ایستادین ، بهتون توجه نکردن و انگار نه انگار که شما عجله دارین و با لوس بازی به مکالمه مبتذل و مضحک خودشون باطرف مقابل ادامه دادن . این قشر دخترا روزهاکه میتونن بیرون بیان ،بصورت تلفنی ومکالمه های طولانی باطرفاشون قرار و مدار گذاشته و شبها که نمی تونن ازخونه خارج شن ، طرفشون بصورت حضوری میرسن خدمتشون . ‎ +++++++++++++++++++++++++++++ ‏

هر گونه قضاوت با شماست ‏


[
] [ ] [ پسر اريايي22 ] [ ارسال نظر(0) ]

بعضی هامبادرت به گیردادن به بانوان ودختران میکنندودیگه آبرو دختران رادرنظرنمیگیرند.ای کاش میشدکه....

LX:Yahoo Status by RoozGozar.com

برخی ناهیان کین جلوه دربازاروبرزن میکنند ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,, گرخودبخلوت میروندآن کارهای دیگر میکنند ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,, بعضی وقت ها دیده میشه که تعداد انگشت شمار کسانی هستن از روی عقده ای بودنشون ، از نام قانون سوءاستفاده میکنن و به بهانه امر و نهی کردن ، مبادرت به گیر دادن به بانوان و دختران میکنند و دیگه آبرو و حیثیت دختران و خانواده هاشون رو در نظر نمیگیرند. ایکاش میشد که به خلوتگاه خودشون سرک کشید تا می فهمیدی که چه خلوت اسفباری دارن . ‎ +++++++++++++++++++++++++++++ ‏

هر گونه قضاوت با شماست ‏

‏ ‎‏‏ ‏

[
] [ ] [ پسر اريايي22 ] [ ارسال نظر(0) ]